مرد بی خانمان ایرانی در لس آنجلس

آخرین بار که لس آنجلس بودم در خیابون وست وود این آقا رو دوباره دیدم. حالا وست وود خیابون ایرانی های اونجاست و پر از مغازه و رستورانه، یکدفعه تضاد بین موفقیت و شکست رو جلوی چشمم دیدم. هیچ تصور نمی کردم که ایرانی ای بیاد آمریکا و نتونه موفق بشه مخصوصا در شهری که ساختمانی به اسم "ساختمان ایرانیان موفق" وجود داره.
یک مشت گوجه سبز خریدم و افتادم دنبال این آقا . . . نتیجه اش اینجاست ( کیوان مشایخی کارگردان سینما هم کلی عکس از این آقا گرفت که به کل غیب شد! )
گفتگو با این شخص جنبه های دیگری از زندگی در خارج از ایران را بیان می کنه، که معمولا در داستانهایی که از این زندگی ها می شنویم از اونها خبری نیست.
حال شما خوبه آقا؟
خیلی ممنون.
اسم شما چیه؟
مصطفی.
فکر کنم شما تنها ایرانی هستی که در لس آنجلس خیابون نشینه! درسته؟
بله. در حال حاضر من تنها ایرانی هستم که در وست وود و در خیابون زندگی می کنم. دلیلش هم اینه که هنوز نتونستم از دولت آمریکا حق مزایای خودم رو بگیرم.
شما از کجا اومدین؟
حدود سال ۱۹۸۷ من به سویس رفتم و چهار سال اونجا زندگی کردم. در سال ۱۹۹۱ به آمریکا مهاجرت کردم. دلیل اومدن به اینجا این بود که می خواستم زندگی بهتری رو شروع کنم. البته زندگی اینجا خیلی مشکله.
شما وقتی ایران بودین چیکار می کردین؟
من در زمان جنگ در ایران محصل بودم. من حتی به عنوان یک بسیجی به جنگ رفتم و در حدود شش ماه در جبهه های مختلف سنگرهایی رو محافظت می کردم. چون جنگ تموم نشده بود و این برای ما مسئله بزرگی شده بود که "چرا ما باید جنگ بکنیم!"، و چون از جنگ خوشم نمی اومد از ایران خارج شدم.
شما در کجای ایران زندگی می کردین؟
تهران.
چطور شد که خیابون نشین شدی؟
اجاره خونه اینجا گرونه و من پول ندارم که اجاره بدم. دولت هم به من کمکی نمی کنه!
![]() |
چطور شما رو از اینجا بیرون نکردن؟
اونها باید دلایلی داشته باشن که شما رو از کشور بیرون کنن. یکی از اونها اینه که شما قانون رو بشکنین و مردم رو عذاب بدین که من این کار رو نمی کنم!
پلیس تا به حال به شما توی خیابون ایراد نگرفته؟
چرا! پلیس چندین دفعه به دلایل مختلف منو دستگیر کرده و به زندان برده.
روزها رو چطوری میگذرونی؟ چطور حوصله ات سر نمیره؟
حواسم به مردم هست و سرم رو یه جوری گرم می کنم!
چقدر در روز پول در میاری؟
هیچی! اینجا همه چی گرونه! اگر بخوای یک وعده غذا بخوری باید تقریباً ۱۲ دلار پول بدی. اینجا مردم قسم نخوردن که هر روز پول بدن. بنابراین معلوم نیست چقور پول جمع کنم!
همین الان چقدر پول داری؟
۹ دلار
غذا خوردی؟
نه هنوز!
غذا چی می خوری؟
ماست و موسیر می گیرم و با نون می خورم.
حمام کجا میری؟
وقتی پولهام زیاد جمع بشه میرم یک اطاق در هتل اجاره می کنم و از امکاناتش استفاده می کنم.
توالت چی؟
از توالت رستورانها، کتابفروشی ها و کافی شاپ ها استفاده می کنم.
شما انگلیسی یاد گرفتید اینجا؟
آره
دوست خارجی پیدا کردی؟ مخصوصا با آدمهایی که مثل خودت در خیابون هستند؟
آره پیدا کردم آدمهای مختلفی هستند و لی همه به کارهای خودشون مشغول هستند.
میگن لس آنجلس و آمریکا شهرهای خشنی هستند. آیا در زندگی در خیابان تا به حال به مشکلی برخورد کردی؟
یک بار چندین نفر من را گروهی زدند، که فک من شکست و تا چند روز نمی تونستم غذا بخورم ولی خوشبختانه تا به حال جان سالم به در بردم.
میبینم که یک چرخ دستی داری و تعداد زیادی نایلون هم بهش وصل کردی چه چیزهایی با خودت می گردونی؟
پتو، کمپوت و یک دونه شلوار و جوراب. این تمام چیزهایی هست که من دارم. من سعی می کنم که در این جامعه خودم را تمیز نگه دارم تا کسی از من نفرت پیدا نکنه. همین دیروز یکی به من گفت بیا تا بهت صد دلار پول بدم، بعدش کاپشن جلوی من گرفت و ادای گاو بازی را با من در آورد.
در این مدت عاشق هم شدی؟
من عاشق همه هستم.
کجا می خوابی؟
یک جا می خوابم که آدمها من را لگد نکند.
این همه سال که اینجا بودی به شهرهای دیگر آمریکا هم سفر کردی؟
سال پیش موفق شدم که مقداری پول جمع کنم و به آتلانتا برم. هوا خیلی سرد و پول کافی برای اقامت در هتل نداشتم. رفتم جلوی یک مغازه ایرانی تا از هموطنانم کمک بگیرم ولی صاحب مغازه اجازه نداد و من هم خیلی بهم برخورد. رفتم در یک کامیون خوابیدم که تا صبح یخ زدم. فکر کنم اون شب حیوانها هم دلشون برای من سوخت. خیلی گرسنه شده بودم به مغازه ای رفتم و چند تا سوسیس برداشتم و پلیس من را به جرم دزدی یک هفته به زندان رفتم.
خوب شما چرا کار نمیکنی؟
از بابت مغزی من آسیب دیدم. یک شب چهار تا جوان من را با چوب زدند. از اون موقعه دیگه نمی تونم خودم را کنترل بکنم و بعضی مواقع مجبورم برم اینجا موادهایی را استفاده کنم تا آرامش بگیرم.
یعنی مواد مخدر؟
آره
گزارش و عکس از
